|
خدا حافظ ، 8 صبح
1387/5/15
یک سال و اندی با هشت صبح روزنامه ی محبوب کابل کار
کردم کار با هشت صبح برای من یک آموزشگاه بزرگ و عالی بود
، هشت صبح به من خیلی چیزها را آموخت. کار های ژورنالیسیتی
واقعا وقتی کار است که وارد عرصه ی مطبوعات ( رسانه های
نوشتاری ) شویم. همه چیز می آموزیم و
بیشتر از همیشه علاقه مند می شویم. در کار و زار مطبوعاتی
قلم همه کاره است ، صدای خوب ، قیافه خوب و استیال خوب در
آنجا بدرد کسی نمی خورد . اینکار را کاملا خلاف میل
و اراده خود انجام میدهم ، اما به خاطر مشکلاتی که خودم
دارم از آنها اجازه خواستم ، تا این رسانه ی موفق و محبوب
را ترک کنم. 8صبح ، طی یکسالی که با آن کار کردم ، به
من جایگاه ویژه ای بخشید ، من توانستم تا حدودی ( هر چند
محدود) به قلم ناتوانم قوت ببخشم ولی تا رسیدن به مرحله
واقعی یعنی قلم به دست گرفتن به مثابه یک قلم بدست
راه طولانی و بزرگی را پیش رو دارم. در 8 صبح با اشخاص
دوست داشتنی دوست شده بودم ، دیدار با استاد بزرگ (اخگر)
برای
من افتخار بزرگ بود ، بچه های هشت صبح دارای اخلاق حمیده و
عالی بودند ، من از برخی از آنان درس اخلاق آموختم ، مثلا
جناب مرتضوی معاون روزنامه یک معلم اخلاق به تمام عیار است
، دوستانی مانند سنجر سهیل نمونه های بارزی از فرهنگیان
جامعه ی ما بودند و هستند. 8 صبح یکی از محدود نشریاتی است
، که می توان آن را نشریه نامید ، تا کنون اگر وقتی می
خواستم از آن تعریف کنم ، به خودم این اجازه را نمی دادم
زیرا من در آنجا کار می کردم ، اما حالا اینگونه نیست ، من
می توانم از هشت صبح برای شما بگویم ، روزنامه ای است با
قلم بدستانی بزرگ و نگارشی قوی و عیار با سیستم های روز
روزنامه نگاری که تا کنون نمونه ی آن در افغانستان کمتر
دیده می شد. حالا وظیفه ای گرفته ام که تا حدود زیادی از
خبرنگاری و کارهای فرهنگی به دور هستم ، اما قلبم با خبر و
خبرنگاری و خبر نویسی و نویسنده گی و کارهای فرهنگی است.
لینک ثابت
|